تبليغاتX
خیرالبریه - جنگ جمل

جنگ جمل

دهم جمادی الاولی سال 36هـ جنگ جمل اتفاق افتاد و بصره فتح شد و نزول نصر از خداوند کریم بر امیرالمومنین علیه السلام واقع شد .

ابتدای این واقعه از  آنجا شروع شد که بعد از  بیعت مردم با امیرالمومنین علیه السلام ، طلحه و زبیر  به بهانه عمره از مدینه خارج و به عایشه پیوستند . عبدالله بن عامر  که قبلاً عامل عثمان در  بصر ه بود و از  طرف امیرالمومنین علیه السلام عزل شده بود به  مکه آمد و شتری که دویست دینار خریده بود برای عایشه آورد و به طرف بصر ه حرکت کردند تا به این شهر رسیدند . پس از ورود ، به خانه عثمان بن حنف عامل امیرالمومنین علیه السلام ریختند و او را اسیر کردند و بسیار کتک زدند ...

امیرالمومنین علیه السلام برای مقابله با آنها به طرف بصره حرکت فرمودند . در این جنگ همراه امیرالمومنین علیه السلام امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و همچنین محمد حنفیه و عبدالله بن جعفر و اولاد عقیل و عده ای از جوانان بنی هاشم همراه  با عمار و ابوایوب انصاری و عده ای از مهاجر و انصار  بودند . 80 نفر از اصحاب بدر ، 250 نفر از کسانی که با پیامبر(ص) در بیعت شجره شرکت کرده بودند و 1500 نفر از سایر اصحاب پیامبر(ص) شرکت کردند .(بحارالانوار : ج32-ص183)

مسلم مجاشعی را همراه با قرآنی فرستادند که بصریان را به حکم قرآن بخواند ، ولی آنها مسلم را هدف تیر ساختند و شهید کردند . بعد از موعظه های عمار و فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام در دهم جمادی الاولی جنگی را که عایشه شروع کرده بود ادامه دادند و امیرالمومنین علیه السلام در مقام مقابله با آنها برآمدند . در این جنگ از لشکر عایشه که 30 هزار نفر بودند 13000 نفر  کشته شدند . (بحار الانوار : ج32-ص174،196و211)

آخرالامر که پیروزی نصیب لشکر امیرالمومنین علیه السلام شد ، حضرت کنار هودج عایشه آمدند و فرمودند : «ای حمیرا ، پیامبر تو را امر کرده بود که به جنگ من بیرون آیی؟ آیا تو را امر نفرمود که در خانه خود بنشینی و بیرون نیایی ؟ بخدا سوگند ، انصاف ندادند آنانکه زنان خود را پشت پرده پنهان داشتند و  تو را بیرون آوردند» محمدبن ابی بکر خواهرش را از هودج بیرون کشید . امیرالمومنین علیه السلام دستور داد او را به خانه صفیه دختر حارث بن ابی طلحه ببرند و بعد او را به مکه و ار مکه به مدینه فرستاد . در این جنگ زید بن صوحان که  از بزرگان لشکر و شیعیان امیرالمومنین علیه السلام بود شهید شد و آن حضرت بالای سرش آمده فرمودند : « ای زید ، خدا رحمتت کند که تعلیقات دنیوی تو اندک بود ، و امداد تو در  دین بسیار بود .»

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/11ساعت 21:39  توسط علی  |